هوشنگ شجری، اقتصاددان و عضو هیأت علمی دانشگاه اصفهان

تداوم نوسانات در متغیرهای کلان و نیاز مبرم اقتصاد ایران به تقویت سمت عرضه، نحوه سیاستگذاری ارزی و مدیریت منابع را به یکی از مهمترین مباحث اقتصاد کشور تبدیل کرده است. در شرایطی که دسترسی به منابع ارزی جدید میتواند بهعنوان یک شوک مثبت، فضای اقتصاد کلان را تحت تأثیر قرار دهد، نحوه و اولویتبندی تخصیص این منابع اهمیت تعیینکنندهای دارد.
افزایش نرخ ارز را نمیتوان پدیدهای مستقل از متغیرهای بنیادی اقتصاد دانست. تورم و ناترازیهای سیاستهای پولی و مالی از جمله عواملی هستند که در شکلگیری نوسانات ارزی نقش دارند. از این منظر، آزادسازی داراییهای ارزی کشور میتواند یک مزیت استراتژیک برای اقتصاد ایران باشد و قدرت مانور سیاستگذار پولی را برای مدیریت اقتصاد و کنترل انتظارات تورمی افزایش دهد.
در چنین شرایطی، برخورداری از منابع ارزی غیرمشروط، آزادی عمل بیشتری در اختیار سیاستگذار قرار میدهد تا منابع را بر اساس نیازهای واقعی و بنیادین اقتصاد تخصیص دهد. مسئله اصلی، اما این است که این منابع در چه مسیری به کار گرفته شوند؟
یکی از مهمترین مسیرها، هدایت منابع ارزی به سمت تولید است. تأمین اعتبار برای واردات کالاهای سرمایهای، ماشینآلات، مواد اولیه تولید و نیازهای اساسی میتواند گلوگاههای تولید را برطرف کرده و از مسیر افزایش عرضه کالا، فشارهای تورمی را کاهش دهد. در این چارچوب، احیای گشایش اعتبارات اسنادی (LC) میتواند به شفافیت بیشتر در تخصیص منابع ارزی و دسترسی تولیدکنندگان واقعی به این منابع کمک کند.
در کنار حمایت از تولید، تقویت ذخایر ارزی بانک مرکزی نیز میتواند به افزایش عمق استراتژیک اقتصاد کمک کند. حتی انتشار اخبار مربوط به تقویت ذخایر میتواند آثار روانی مثبتی بر بازار داشته باشد و به تعدیل انتظارات تورمی کمک کند. با این حال، با توجه به نیاز صنایع به سرمایه در گردش و نوسازی، تقویت ذخایر ارزی باید در کنار حمایت از تولید دنبال شود.
در مقابل، «ارزپاشی» تزریق مستقیم ارز به بازار آزاد با هدف سرکوب کوتاهمدت قیمتها، تجربهای است که ناکارآمدی آن در گذشته نمایان شده است. تا زمانی که ریشههای تورم برطرف نشود، ارزپاشی نمیتواند ثبات پایدار ایجاد کند و صرفاً ممکن است به اتلاف منابع ارزی منجر شود. بنابراین، کاهش مقطعی نرخ ارز ناشی از تزریق منابع، نباید با ثبات پایدار اقتصادی اشتباه گرفته شود.
منابع ارزی آزادشده زمانی میتوانند اثر واقعی و ماندگار خود را بر اقتصاد نشان دهند که در خدمت واردات فناوری، مواد اولیه، کالاهای سرمایهای و نیازهای اساسی کشور قرار گیرند. در این صورت، منابع ارزی از یک ابزار مداخله کوتاهمدت در بازار به عاملی برای تقویت ظرفیت تولید و سمت عرضه اقتصاد تبدیل میشوند.
از این منظر، ثبات بازار ارز نه از مسیر سرکوب مقطعی قیمتها، بلکه از مسیر کنترل تورم و اصلاح سیاستهای اقتصادی حاصل میشود. اگر سیاستگذار بتواند منابع جدید ارزی را با ابزارهای شفاف، از جمله اعتبارات اسنادی، به سمت تولید هدایت کند، این منابع میتوانند زمینهساز رشد پایدار، کاهش فشارهای تورمی و بهبود فضای کسبوکار باشند.
در نهایت، گشایش ارزی زمانی به یک فرصت واقعی برای اقتصاد ایران تبدیل خواهد شد که منابع آزادشده به جای مصرف در مداخلات کوتاهمدت، در مسیر رفع گلوگاههای تولید و تأمین نیازهای واقعی اقتصاد قرار گیرند که در چنین شرایطی، میتوان از پایان رویکرد ارزپاشی و حرکت به سمت مدیریت هوشمندانه منابع ارزی سخن گفت.